خرید بک لینک
میتوان با جمیع واژه ها جماع کرد و جوری در یک جمله جمعشان کرد که توجه به واج آرایی اجتناب ناپذیر باشد.این ادبیات یک خان است. برای خلقش نیاز به هیچ روان گردانی نیست که این روانی روانش مدت هاست به دور تو میگردد. نیاز به سوزاندن ثانیه ها نیز هم. که این ناصرالدین خان دست به کمر که می ایستد نماز جمعه ای

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 0:52

به جرم نان به جرم گیر و دار چرخ این دوران تو محکومی به آن زندان و من بیرون و زندانی تو مجبوری به جنگیدن و من محبوس در میدان تو را چون تو نمی خواهند، مرا چون من تو را خاموش می خواهند تو را خالی ز عقل و هوش می خواهند تو را چون موش می خواهند تو را مدهوش موهومات رب النوع خون و خشم، تو را مجنون باور های

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 0:52

روز های آخر خدا زدگانی به برزخ نشسته ایم. روز هایی که گاهی آنقدر کش می آیند که گویی قرار نیست تمام شوند. هربار کسی خبر از بهشت می آورد و دیگری از جهنم، به هیچکدام نمی شود اعتنا کرد. خدا اما برنامه ی دیگری دارد، می خواهد تا ابد مارا اسیر نگه دارد. باید زنده بمانیم، باید در شادی های کوچک و لحظه ای ه

برچسب: نویسنده: یوسف حبیبی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 0:52

صفحه بندی